|مؤسسه تخصصی آل یاسین|

emailآخرین رویدادها:  
  • آثـار ماندگـار 6
  • آثـار ماندگـار 5
  • رونمایی از کتاب شهیده ولایت
  • آثـار ماندگــار 4
  • آثـار ماندگــار 3
  • آثـار ماندگــار 2
  • اســوه تاریخ
  • آثـار ماندگـــار 1
adsپیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
random-hadisحدیث تصادفی
سخنی از بهشت
adsاعلانـات

اسناد نهج البلاغه‌

بازدید : ۱۳۶ بار
دسته بندی : نهج البلاغه ,
 اسناد نهج البلاغه‌

شک نیست که خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار نهج البلاغه به صورت روایات مرسل (طبق جمع‌آورى مرحوم «سیّد رضى») آمده است. یعنى اسنادى که به طور متّصل به معصومین برسد براى آنها ذکر نشده و گاه همین سبب شده که بعضى در آنها وسوسه کنند، مخصوصا آنها که تصوّر مى‌کرده‌اند وجود نهج البلاغه به خاطر محتواى بسیار بلند آن ممکن است سندى بر حقّانیّت مذهب شیعه و فضیلت و برترى على (علیه السلام) بر تمام صحابه گردد، این را بهانه و دستاویزى براى منزوى ساختن این کتاب بزرگ در افکار عمومى مسلمانان قرار دادند.

گر چه این وسوسه‌ها خوشبختانه تأثیرى در افکار اندیشمندان اسلامى نگذاشته و علماى هر دو گروه زبان به توصیف و ستایش آن گشوده و به شرح دقایق و اسرار آن پرداخته‌اند که نمونه‌هایى از آن را در گذشته دیدیم، ولى لازم است براى رفع این وسوسه‌ها شرحى در زمینه اسناد نهج البلاغه داده شود تا این گرد و غبار جزیى نیز از چهره نورانى آن زدوده گردد.
در این جا ذکر دو نکته لازم است:
1- غالب خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار نهج البلاغه، بلکه اکثریّت قریب به اتفاق آن، مطالبى است مستدل و یا در خور استدلالهاى منطقى و در واقع از قبیل «قضایا قیاساتها معها، مسائلى که دلیلش در خودش نهفته است».
بنا بر این نیازى به سلسله اسناد به عنوان مباحث تعبّدى ندارد زیرا بخش‌عظیمى از آن در باره معارف اعتقادى، مبدأ و معاد، صفات خداوند، دلایل عظمت قرآن و پیامبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و مانند آن است.
بخش دیگرى در باره مواعظ و نصایح و درسهاى عبرت در زندگى امّتهاى پیشین و آیین کشوردارى و زندگى اجتماعى و آداب جهاد و امثال آن است که عموما مطالبى منطقى و مستدل یا قابل استدلال است.
همان گونه که نوشته‌هاى فلاسفه بزرگ و علماى علوم مختلف و حتى اشعار نغز شعراى نامى و مانند آن بدون نیاز به سلسله سند مقبول است، در باره محتواى نهج البلاغه نیز به همین دلیل و به طریق اولى مشکلى نداریم، در واقع دلایل آنها با خود آنهاست و به قول معروف «قضایا قیاساتها معها»! تنها بخش کوچکى از نهج البلاغه است که از احکام فرعیّه تعبّدیّه سخن مى‌گوید. اگر مسأله سند مطرح باشد تنها در این قسمت است که قطعا یک عشر نهج البلاغه را نیز تشکیل نمى‌دهد بنا بر این سر و صداهاى مربوط به اسناد نهج البلاغه بسیار کم رنگ و کم اثر است.

غالب خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار نهج البلاغه، بلکه اکثریّت قریب به اتفاق آن، مطالبى است مستدل و یا در خور استدلالهاى منطقى و در واقع از قبیل «قضایا قیاساتها معها، مسائلى که دلیلش در خودش نهفته است».


2- نکته دیگر این که اگر معیارهاى حجیّت سند را براى نهج البلاغه بخواهیم، از این نظر نیز مشکلى در کار نیست، زیرا براى پذیرش حدیث و روایت- آن گونه که در علم اصول تحقیق شده- معیار اصلى وثوق و اعتماد و اطمینان به روایت است که از طرق مختلف ممکن است به وجود آید، گاه سلسله سند با راویان مورد اعتماد، سبب وثوق به روایت مى‌شود و گاه کثرت و تعدّد روایت- آن هم در کتب معتبر و مشهور- چنین اعتمادى را حاصل مى‌کند و گاه محتوا آن قدر بلند و عمیق و والاست که گواهى مى‌دهد تنها از فکر پیامبر (صلی الله و علیه وآله) یا امام معصومى تراوش کرده است و همین سبب اعتماد ما به چنین روایتى مى‌شود.
نظیر این مسأله را در باره صحیفه سجّادیه (علاوه بر اسناد معتبرى که براى آن ذکر کرده‌اند) یعنى دعاهاى بسیار بلند، با برترین محتوا و عالیترین مضمون که از«امام سجاد على بن الحسین زین العابدین» (علیه السلام) نقل شده است، نیز گفته‌اند.
بى‌شک هر کس در خطبه‌هاى نهج البلاغه و سایر محتویات آن دقّت کند و در مضامین آن دقیق شود و به گوشه‌اى از اسرار آن پى برد اعتراف خواهد کرد که اینها کلمات یک انسان عادى نیست اینها سخنانى است که حتما از پیامبر (صلی الله و علیه وآله) یا امام معصومى باید صادر شده باشد و به تعبیر بزرگان علماى شیعه و اهل سنّت که در عبارات گذشته آمد برتر از کلام مخلوق و پایین‌تر از کلام خالق است.
بنابراین به مقتضاى «آفتاب آمد دلیل آفتاب» محتواى نهج البلاغه دلیلى بر اعتبار سند آن و صادر شدن معصوم (علیه السلام) است و چون تنها معصومى که به او نسبت داده شده على (علیه السلام) است یقین داریم کلام اوست.
چه کسى احتمال مى‌دهد که یک فرد عادى و یا دانشمند، آنها را جعل کرده باشد و به على (علیه السلام) نسبت داده باشد؟! کسى که بتواند چنین کارى را بکند و یا حتى عشرى از اعشار آن را ابداع و انشا نماید، چرا به خودش نسبت ندهد که افتخارى براى او در تمام جهان باشد؟

خطبه‌هاى «على» (علیه السلام) مدوّن و محفوظ و مشهور بوده است. دانشمند دیگرى به نام «ابن واضح» در کتاب «مشاکلة الناس لزمانهم» چنین مى‌گوید: «مردم از امام على (علیه السلام) خطبه‌هاى فراوانى حفظ کرده‌اند، او چهارصد خطبه خوانده و مردم آنها را حفظ نموده و همانهاست که در میان ما رایج است و در سخنرانی ها از آن استفاده مى‌کنند.


افزون بر این با شناختى که از «سیّد رضى» و شخصیت و وثاقت و بزرگى مقام او داریم مى‌دانیم تا در منابع معتبرى آن را ندیده باشد این گونه قاطعانه به على (علیه السلام) نسبت نمى‌دهد. او هرگز نمى‌گوید از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده بلکه به طور قطع مى‌گوید از خطبه‌هاى آن حضرت، از نامه‌هاى آن حضرت، از کلمات قصار آن حضرت است. چگونه ممکن است دانشمندى با این قاطعیّت سخنانى را به پیشواى معصومش نسبت دهد بى‌آن که اسناد معتبرى براى آن پیدا کرده باشد؟! از این گذشته کتابهاى زیادى قبل از «سیّد رضى» نوشته شده است که بسیارى از خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات قصار نهج البلاغه یا غالب آنها در آن کتب آمده است و این به خوبى نشان مى‌دهد که این کلمات قبل از «سیّد رضى» نیز در میان دانشمندان و راویان حدیث و گاه در میان توده‌هاى مردم مشهور و معروف بوده‌ است و این شهرت مى‌تواند ما را بى‌نیاز از اسناد متّصل کند. حتّى بعضى از بزرگان مورّخان نوشته‌اند، خطبه‌هاى نهج البلاغه که در میان مردم شهرت داشته بسیار بیش از آن مقدارى بوده است که «سیّد رضى» در نهج البلاغه آورده است و در واقع نهج البلاغه گلچینى از آن خطبه‌هاست.
از جمله مورّخ معروف «مسعودى» که حدود یک قرن قبل از «سیّد رضى» مى‌زیسته در «مروج الذهب» در باره خطبه‌هاى امام (علیه السلام) مى‌گوید:
«و الّذى حفظ النّاس عنه من خطبه فى سائر مقاماته أربع مأئة و نیّف و ثمانون خطبة، آنچه مردم از خطبه‌هاى امام در موارد مختلف حفظ کرده‌اند چهارصد و هشتاد و چند خطبه است» [1] در حالى که خطبه‌هاى نهج البلاغه که اکنون در دست ماست حدود دویست و چهل خطبه است.
دانشمند معروف دیگرى به نام «سبط بن جوزى» در کتاب «تذکرة الخواص» از «سید مرتضى» نقل مى‌کند که فرموده است: «چهارصد خطبه از خطبه‌هاى امام به دست من رسیده است». [2] «جاحظ» دانشمند معروف اسلامى در کتاب «البیان و التبیین» مى‌گوید:
خطبه‌هاى «على» (علیه السلام) مدوّن و محفوظ و مشهور بوده است. [3] دانشمند دیگرى به نام «ابن واضح» در کتاب «مشاکلة الناس لزمانهم» چنین مى‌گوید: «مردم از امام على (علیه السلام) خطبه‌هاى فراوانى حفظ کرده‌اند، او چهارصد خطبه خوانده و مردم آنها را حفظ نموده و همانهاست که در میان ما رایج است و در سخنرانیها از آن استفاده مى‌کنند. [4]
پی نوشت ها:
[1] مروج الذهب، جلد 2، صفحه 419، چاپ دار الهجرة قم.
[2] تذکرة الخواص، صفحه 128.
[3] البیان و التبیین، جلد 1، صفحه 83.
[4] مشاکلة الناس لزمانهم، صفحه 15.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • تاریخ نشر: چهارشنبه / ۲۵ بهمن ۱۳۹۶

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پشتیبانی