|مؤسسه تخصصی آل یاسین|

emailآخرین رویدادها:  
  • آثـار ماندگـار 6
  • آثـار ماندگـار 5
  • رونمایی از کتاب شهیده ولایت
  • آثـار ماندگــار 4
  • آثـار ماندگــار 3
  • آثـار ماندگــار 2
  • اســوه تاریخ
  • آثـار ماندگـــار 1
adsپیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
random-hadisحدیث تصادفی
سخنی از بهشت
adsاعلانـات

تفاوت اختیار انسان با جن

بازدید : ۷۴ بار
دسته بندی : اعتقادات ,

برای روشن شدن موضوع مورد پرسش، نخست دلایلی را که دلالت بر اختیار جنیان می‌کند، بیان می‌کنیم سپس به تفاوت آن با اختیار انسان اشاره می‌کنیم.

آیات و روایات بسیاری وجود دارد که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بر اختیار جنیان دلالت می‌کند؛ مانند:

1. آیات

الف. «بگو به من وحى شده است که جمعى از «جن» به سخنانم گوش فرا داده‌‏اند، سپس گفته‌‏اند: ما قرآن عجیبى شنیده‌‏ایم که به راه راست هدایت مى‌‏کند، پس ما به آن ایمان آورده‌‏ایم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نمى‌‏دهیم».[1]

ب. «و این‌‌که در میان ما، افرادى صالح و افرادى غیر صالح‌اند و ما گروه‌‏هاى متفاوتى هستیم»![2]

ج. «و این‌که گروهى از ما مسلمان و گروهى ظالم‌اند، هر کس اسلام را اختیار کند راه راست را برگزیده است».[3]

د. «و امّا ظالمان آتش‌گیره و هیزم دوزخ‌اند! و این‌‌که اگر آنها [جنّ و انس‏] در راه (ایمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان مى‌‏کنیم»![4]

هـ. «و اگر مى‌‏خواستیم به هر فردی هدایت لازمش را (از روى اجبار بدهیم) مى‌‏دادیم، ولى (من آنها را آزاد گذارده‌‏ام و) سخن و وعده‌‏ام حق است که دوزخ را (از افراد بى‌‏ایمان و گنه‌کار) از جنّ و انس همگى پر کنم»![5]

اگرچه طائفه جنّ وجودشان نسبت به انسان بسیار ضعیف‌تر است و در حقیقت می‌توان آنان ‌را پیرو و تابع انسان دانست، و نیز با توجه به شرایط وجودیشان شاید نسبت به انسان در برخی از تکالیف با هم تفاوت‌هایی داشته باشند، امّا آنان نیز مانند انسان مکلَّف به تکلیف و داراى اختیار هستند و امکانِ تخلّف از دستورات الهی را دارند

بر اساس این آیه شریفه، تمام افراد جنّ‏ و انس که حامل تکلیف‏ الهى هستند، باید در جهنّم که ظهور و بروز معناى دنیا است داخل شوند، و سپس طبق اراده و مجاهده، خود را از آن خارج سازند و به بهشت که ظهور حیات برتر است رهسپار گردند.[6]

و. «زود باشد بپردازیم و رسیدگى کنیم به حساب شما (یا براى شما) اى دو گروه بزرگ (انسان و جن)».[7]

ز. «اى گروه جنّ و انس اگر توانایى دارید این‌‌که از اطراف آسمان‌‏ها و زمین فرار کنید پس فرار کنید نمى‌‏توانید فرار کنید مگر از روى مدرک و دلیل و حجت».[8]

ح. «و همانا بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم، (که سرانجامشان به آن‌‌جا مى‌‏کشد، چرا که) آنان دل‌‌هایى دارند که با آن حقّ را درک نمى‏‌کنند و چشمانى دارند که با آن نمى‌‏بینند و گوش‌‌هایى دارند که با آن نمى‌‏شنوند، آنان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌‏ترند، آنان همان غافلان‌اند». [9]

در این آیات نکاتی وجود دارد که به نحوی دلالت بر اختیار جنیان می‌کند.

این‌که جمعی از جنیان گفتند ما ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نمى‏دهیم؛ و این‌که از میان آنان برخی صالح و افرادى غیر صالح و گروهى مسلمان و گروهى ظالم هستند؛

 و خداوند در پاسخشان می‌فرماید: ظالمان آتشگیره و هیزم دوزخ‌اند! و اگر جنّ و انس در راه ایمان استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان مى‌‏کنیم!

نیز می‌فرماید: سخن و وعده‌‏ام حق است که دوزخ را (از افراد بى‌‏ایمان و گنه‌کار) از جنّ و انس همگى پر کنم، تمام این امور دلالت بر اختیار جنیان می‌کند؛ بنابر این جنّ هم مثل انسان، تکلیف و اختیار، کیفر و پاداش دارد.

در برخی از منابع آمده است؛ پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در مقابل تقاضای شخصی از جن به ‌نام «عرفطة بن سمراه جنی» مبنی بر کمک برای رفع مزاحمت جنیان کافر، علی(علیه السلام) را برای جنگ با آنان اعزام نمود و آن‌حضرت پس از انجام مأموریت، به سلامت بازگشت

2. روایت

الف. در برخی از منابع آمده است؛ پیامبر اسلام(صلی  الله علیه و آله) در مقابل تقاضای شخصی از جن به ‌نام «عرفطة بن سمراه جنی» مبنی بر کمک برای رفع مزاحمت جنیان کافر، علی(علیه السلام) را برای جنگ با آنان اعزام نمود و آن‌حضرت پس از انجام مأموریت، به سلامت بازگشت.[10]

ب. ابو حمزه ثمالى می‌گوید: اجازه خواستم خدمت حضرت باقر(علیه السلام) برسم. گفتند گروهى خدمت ایشان هستند صبر کن تا آنها خارج شوند. گروهى خارج شدند که به‌ نظر من آشنا نمى‌‏آمدند و آنها را نمى‌‏شناختم، امام(علیه السلام) به‌ من اجازه داد وارد شده، گفتم فدایت شوم حالا زمان حکومت بنى امیه است که از دم شمشیر آنها خون می‌‌چکد فرمود: اى ابو حمزه اینها شیعیان ما از طایفه جن هستند آمده بودند که سۆال‌‏هاى دینى خود را بنمایند.[11]

به نظر می‌رسد، اگرچه طائفه جنّ وجودشان نسبت به انسان بسیار ضعیف‌تر است و در حقیقت می‌توان آنان ‌را پیرو و تابع انسان دانست،[12] و نیز با توجه به شرایط وجودیشان شاید نسبت به انسان در برخی از تکالیف با هم تفاوت‌هایی داشته باشند، امّا آنان نیز مانند انسان مکلَّف به تکلیف و داراى اختیار هستند و امکانِ تخلّف از دستورات الهی را دارند.

 

پی نوشت:

[1]. جن، 2.

[2]. همان، 11.

[3]. همان، 14.

[4]. همان، 15 و 16.

[5]. سجده، 13.

[6]. حسینى تهرانى، سید محمد حسین، معاد شناسى، ج ‏8، ص 86، نور ملکوت قرآن، مشهد، چاپ اول، 1423 ق‏؛ ر. ک: «آیه 71 سوره مریم و جهنم رفتن تمام مسلمانان»، پاسخ 34849.

[7]. «سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلانِ»، الرحمن، 31.

[8]. «یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ َّ بِسُلْطانٍ»، الرحمن، 33.

[9]. «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»، اعراف، 179.

[10]. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 4، ص 402، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1415ق.

[11]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، (بخش امامت، ترجمه جلد هفتم بحار الانوار)، خسروى‏، موسى، ج ‏5، ص 14، اسلامیه، تهران، چاپ دوم‏، 1363ش‏.

[12]. معاد شناسى، ج ‏2، ص 4.

 

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • تاریخ نشر: سه شنبه / ۱۷ بهمن ۱۳۹۶

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پشتیبانی