|مؤسسه تخصصی آل یاسین|

emailآخرین رویدادها:  
  • آثـار ماندگـار 6
  • آثـار ماندگـار 5
  • رونمایی از کتاب شهیده ولایت
  • آثـار ماندگــار 4
  • آثـار ماندگــار 3
  • آثـار ماندگــار 2
  • اســوه تاریخ
  • آثـار ماندگـــار 1
adsپیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
random-hadisحدیث تصادفی
سخنی از بهشت
adsاعلانـات

ریشه های استبداد کدامند؟!

بازدید : ۴۴۵ بار
دسته بندی : نهج البلاغه ,
استبداد

«من استبد برأیه فقد خاطر و غرر؛ هر کس استبداد رأی را پیشه خود سازد، به تحقیق خود را به مخاطره و خطر انداخته است.»

استبداد از ریشه «ب د د» و به معناى «انفراد در هر امرى و اختصاص دادن آن به خود، بدون مشارکت دیگران و تنها بر سر کارى ایستادن و بى توجهى به منع دیگران، است. دو عامل در مستبد شدن انسان نقش دارد.یکی تملق و چاپلوسی و دیگری تکبر و خودبرتربینی. امام علی علیه السلام می فرماید: «کثرة الثناء ملق یحدث الزهو و یدنی من العزة؛ مدح و ثنای زیاد کبر و خود نمایی به وجود می آورد و از عزت دور می کند.»

تملق گویان، انسان را دوست ندارند

چاپلوسان و متملقان، همانند دشمنانی می مانند که انسان را بالا می برند تا دیگران او را به زمین بکوبند.امام علی علیه السلام می فرماید: «انما یحبک من لا یتملقک؛ کسی به انسان علاقه دارد که تملق گویی نمی کند.» یا «اخوک من صدق، لا من صدقک : برادرت کسی است که به تو راست گوید نه کسی که با تملق تأییدت کند.»

«مشورت عین هدایت است و کسی که فقط به نظر خود بسنده کرد حتماً در خطر افتاده است.»

بنابراین انسان خردمند و فرهیخته، باید مواظب باشد که چاپلوسان و ثناگویان او را از سریر عزت، به حضیض ذلت نکشند و نفس خویش را به دست تملق دیگران سرکش نکند همانگونه که مولای متقیان فرمود: «من مدحک فقد ذبحک ؛ ستایش کننده ات بطور حتم کشنده ات می باشد.»

چاپلوسی حد و مرز دارد

امام علی علیه السلام حد و مرز چاپلوسی و کوتاهی در تمجید از دیگران راکه مورد ستایش قرار گیرد، مشخص فرموده است: «الثناء باکثر من الاستحقاق ملق و التقصیر عن الاستحقاق عی او حسد؛ مدح و ثنای کسی بیش آنچه در اوست چاپلوسی و کوتاهی کردن در آنچه شایسته ذکر است یا از روی ناتوانی یا از روی حسد می باشد.»

تکبر ورطه نابودی است

تکبر که زاییده تملق است درخت پوک و بی ریشه ای است، که ظاهری جالب و دیدنی دارد. تکبر باعث تک بینی و تک نظری و خود را از همه برتر دیدن می شود.و این یعنی جمود و هلاکت! از زبان علی علیه السلام روایات متعددی در این باب ذکر شده است از جمله:

«من استبد برأیه هلک؛ کسی که به رأی و نظر خود بسنده کند، زمینه هلاکت خود را فراهم آورده است.»

«من استبد برأیه فقد خاطر و غرر؛ هر کس استبداد رأی را پیشه خود سازد، به تحقیق خود را به مخاطره و خطر انداخته است.» «من استبد برأیه زل؛ هر کس به رأی خود اکتفا کرد دچار لغزش شده است.»

استبداد رأی نتیجه کبر و گویای جهل و ناآگاهی انسان است . انسان عاقل، اندیشه و نظر خود را صائب نمی داند و به رأی خود بسنده نمی کند. از نشانه های پرخود را از هیچکس برتر نمی داند و اسیر استبداد رای نمی شود.

با عقل مردم شریک شوید!

مشورت با عاقلان در هر زمینه ای انسان را از استبداد دور می کند، زیرا اهمیت دادن به نظر دیگران معنایش عدول از نظرات خویش است و زندگی شیرینتر و بهتری را برای انسان در کنار هم نوعانش رقم می زند، امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:

«العاقل من اتهم رأیه و لم یثق بکل ما تسول له نفسه؛ عاقل کسی است که رأی خود را متهم نماید و به آنچه نفسش برای او می آراید اعتماد نکند.» یا فرموده است: «من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛ هر کس با مردم مشورت کند در عقل آنان شریک شده است.»

«کثرة الثناء ملق یحدث الزهو و یدنی من العزة؛ مدح و ثنای زیاد کبر و خود نمایی به وجود می آورد و از عزت دور می کند»

مشورت پشتیبان محکمی است که انسان را از سقوط و پشیمانی حفظ می کند: «لا مظاهرة اوثق من المشاورة؛ هیچ پشتیبانی محکمتر از مشاوره نیست.»

آن کس که خودرأی باشد و تنها نظرخویش را صحیح بداند، زمینه نابودی خویش را فراهم کرده است: «والاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برأیه؛ مشورت عین هدایت است و کسی که فقط به نظر خود بسنده کرد حتماً در خطر افتاده است.»

پایان تلخ استبداد

فرجام دنیوى مستبدان شکست و زوال و پایان کار آنان در آخرت، عذاب جهنم است: «...و خابَ کُلُّ جَبّار عَنید * مِن ورائِهِ جَهَنَّمُ ویُسقى مِن ماء صَدید * یَتَجَرَّعُهُ ولا یَکادُ یُسیغُهُ ویَأتیهِ المَوتُ مِن کُلِّ مَکان و ما هُوَ بِمَیِّت ومِن ورائِهِ عَذابٌ غَلیظ»(ابراهیم/ 15 17 و اعراف/165) چنان که روایات نیز بر عذاب امیران مستبدّ دلالت مى کند.


منابع:
- نهج البلاغه ؛حکمت 161، 347 ، 202.
- غرر الحکم ص 298 حدیث 17. ص 202 حدیث 436. ص 616 حدیث 124.
- الحیاة ج 1 ص 163 به نقل از نهج البلاغه.
- نور الثقلین ج 1 ص 404
- مجمع البحرین، ج 1، ص 162;
- لسان العرب، ج 1، ص 339، «بدد».

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • تاریخ نشر: پنجشنبه / ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶

اخرت

انسان

تلخ

درخت

فرهیخته

مدح

مشورت

کبر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پشتیبانی