|مؤسسه تخصصی آل یاسین|

emailآخرین رویدادها:  
  • آثـار ماندگـار 6
  • آثـار ماندگـار 5
  • رونمایی از کتاب شهیده ولایت
  • آثـار ماندگــار 4
  • آثـار ماندگــار 3
  • آثـار ماندگــار 2
  • اســوه تاریخ
  • آثـار ماندگـــار 1
adsپیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
random-hadisحدیث تصادفی
سخنی از بهشت
adsاعلانـات

کودتای آغازگر عاشورا!!

بازدید : ۵۹۴ بار
دسته بندی : نهج البلاغه ,
عاشورا

بزرگترین انحراف تاریخ که کودتاگران پس از پیامبر پایه گذاری کردند ماجرای «سقیفه» بود. در روز سقیفه سلمان فارسى گفت: به خیر کمى رسیدید و خلافت را گرفتید، ولى معدن خیر را از دست دادید. مرد سالمند را برگزیدید و خاندان پیامبر خود را رها کردید.

 

تلاش برای انزوای سنت پیامبر اعظم

منافقان چند چهره واحزاب سیاسی در انزوا فرو رفته، نفوذیهای مشرک و یهودی زاده های بظاهر مسلمان، در دوران زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله هر چه توانستند، توطئه کردند و به دروغ مباحثی را به آن حضرت نسبت دادند، و سعی در تحریف و دگرگونی ارزشها کردند.و چون در آن روزگاران ارتباط جمعی پیشرفته ای وجود نداشت، بسیاری از قبائل دوردست و مردمی که دور از مدینه زندگی می کردند را فریب دادند، که پس از گذشت زمان و اطلاع اصحاب، اصلاح گردید.

امام علی علیه السلام: «مردم در فساد و جنایت دوست و هم داستان شدند، و از دین خدا فاصله گرفتند و بر دروغگوئی پیمان دوستی بستند، و از راستگوئی ناخشنودند.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله در دوران زندگی خویش ازتحریف ها، و دروغ پردازیها دلخون بود و بارها هشدار داد که با آگاهی و واقع نگری سنت و سیرت او را همانگونه که هست و تحقق پذیرفت عمل کنند، و تبلیغ نمایند، حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: « آنچه در بین مردم شایع است هم احادیث حق است و هم باطل، هم راست و هم دروغ، هم ناسخ و هم منسوخ، هم عام و هم خاص، هم محکم و هم متشابه. هم احادیثی است که بخوبی حفظ شده و هم روایاتی که طبق ظن و گمان روایت گردیده است.در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله آن قدر به آن حضرت دروغ بسته شد که به پاخاسته خطبه خواند و فرمود:«هر کس که عمدا به من دروغ ببندد جایگاه خویش را در آتش جهنم باید انتخاب کند!».

کودتا گران آغازگران عاشورا بودند!

کودتاگران قدرت طلب پس از رسول گرامی اسلام، تمام قدرت و امکانات خود را بکار گرفتند تا:

- سنت و سیرت پیامبر صلی الله علیه و آله را منزوی و متروک بگذارند؛

- و اسلام و قرآن را بدون سنت، در کلیات آن نگهدارند تا بتوانند تفسیرهای دروغین و برداشتهای انحرافی خود را به نام اسلام، بر مردم تحمیل کنند، و با سیاست مذهب علیه مذهب، از درون، دین را بی اعتبار سازند.

روش های کودتا گران

1- حفظ و نقل روایات را که بخش عظیمی از سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را تشکیل می داد ممنوع اعلام نموده و با شعار: حسبنا کتاب الله(قرآن ما را بس است) احادیث را جمع آوری و سوزاندند.

2- در بسیاری از مواضع، به انکار رفتار و اعمال رسول خدا صلی الله علیه و آله روی آوردند و با انواع دروغ ها، تحریف ها، آنچه را خواستند و دوست داشتند به مردم تحمیل کردند و اگر کسی افشاگری می کرد، و به رفتار واقعی رسول خدا عمل می نمود دچار انواع شکنجه ها می شد.

3- عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله را به انزوا کشاندند، و دیگران را به سکوت و سازش وادار ساختند، بدون هرگونه ترس و واهمه ای به جعل احکام، و تحریف اندیشه ها، و تغییر دین و حلال نمودن حرام، و حرام کردن برخی از حلال، همت گماشتند.

سقیفه؛ بزرگترین انحراف تاریخ

بزرگترین انحراف تاریخ که کودتاگران پس از پیامبر پایه گذاری کردند ماجرای «سقیفه» بود. در روز سقیفه سلمان فارسى گفت: به خیر کمى رسیدید و خلافت را گرفتید، ولى معدن خیر را از دست دادید. مرد سالمند را برگزیدید و خاندان پیامبر خود را رها کردید. اگر خلافت را در خاندان پیامبر مى گذاشتید، حتى دو نفر با هم اختلاف پیدا نمى کردند و از میوه این درخت، هر چه بیشتر و گواراتر، سود مى بردید.

در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله آنقدر به آن حضرت دروغ بسته شد که به پا خاسته خطبه خواند و فرمود: «هر کس که عمداً به من دروغ بندد جایگاه خویش را در آتش جهنم باید انتخاب کند!»

امام علی علیه السلام می فرماید: «مردم در فساد و جنایت دوست و هم داستان شدند، و از دین خدا فاصله گرفتند، و بر دروغگوئی پیمان دوستی بستند، و از راستگوئی ناخشنودند.»

کلام آخر

اگر نبود حضور مستقیم حضرت امیرالمومنین علیه السلام و عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله، امروزه از اسلام ناب محمدی، و از احکام اصیل دین خبری نبود. پس از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله ،مسخ ارزشها، و رشد انحرافات و خرافات تا به آنجا رسید که عابدان و زاهدان و مسلمانان، فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله، را به شهادت رساندند و عاشورا را رقم زدند، امام حسین علیه السلام نیز دلیل قیام خویش را اینگونه تبیین می نماید: قیام کرده ام تا به سنت و سیرت جدم رسول خدا، و پدرم حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام عمل کنم.که تنها راه حفظ اسلام و نجات جامعه، زنده نگهداشتن راه و رسم رسول خداست.


منابع:
- نهج البلاغه، خطبه 210؛ 108 ؛ 1 و 32
- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2صص131 - 132 و ج 6ص17 به نقل از سقیفه ابوبکر یوهرى
- عبدالفتاح عبدالمقصود، «الامام علی بن ابی طالب»

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پشتیبانی